تولد

رفتم؛ به امید خس بودن در میقات, لیک این امید آرزویی شد, چراکه خس هرچند بی‌مقدار, اما وجود دارد!

رفتم و قطره بودن را امید داشتم, لیکن جرأت عرض اندام قطره‌گونه نیز در برابر بی‌کران اقیانوس حج در خود نیافتم.

بهت عظمت, لطف و رحمتش, سراسر وجود را فرامی‌گیرد که تا سالیان سال بدانی که کهکشان نیز مَثَل قدرتش را توان ندارد و خورشید مخلوق لطفش است و حتی کوهساران را نیز نمی‌توان ذره ای در برابر عظمتش دانست.

می‌روی آنجا و نه دل و جان, که وجودت لبیک می‌شود به ندای رب خلیل! در طواف بیتش, مجنون‌وار به سویش فرار می‌کنی و در میان خوف و رجایش سعی می‌کنی و از رذائل تقصیر...

مشعر را نه محشر, که برزخ دنیا برای رسیدن به صحرای آرزوها (منا) می‌یابی و در عرفة عرفات, سرگشته‌ای بیش نیستی به دنبال منتظَر

‌آری! در آنجا خود خویشتن را چه زیبا قربانی می‌کنی و رمی نفس را بیش از هرچیز تکرار می‌کنی تا به تولد برسی از دنیای کوچک و سیاه خود!

از مدینه چه بگویم؛ که غربت را مدینه باید نام داد؛ نه فقط از مدفن ناپیدای فاطمه و ضریح سنگوارة چهار امام معصوم, بل, رسول نیز غریب الغربای مدینه الرسول است...

 

دوستان! گزافه نیست اگر بگویم که همة شما را یاد کردم و با نماز و دعا و طواف, حضورتان را آرزو کردم و بهره‌مندی از دعای خیر یاران را حس کردم. جایتان سبز! انشاءالله که بارها قسمت همة آرزومندان گردد.

از همة عزیزانی که به هر نحو محبتشان را دریغ نکردند نیز بی‌نهایت سپاسگذارم.

/ 24 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

چرا انقدر همه نوشته ها قاطی پاتی شدن اینجا

حاج علی

بسم الله الرحمن الرحیم یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال سلام سال نو مبارک انشا الله که در این سال نو تحول در احوال نسیم همه ما گردد و به احسن الحال تغییر یابد . سالی سراسر موفقیت و سلامتی توام با شادکامی را از درگاه خداوند مهربان و در سایه حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برایتان ارزومندم

بي نام

"سلام و عرض ارادت مجدد" مجدد!

چه گرد و خاکی

آقاي سفير

بنده خدا هر رفتني برگشتي داره . شما هنوز بر نگشتي ؟ منتظر تجلي حضرتعالي . ارادتمند آقاي سفير [لبخند]

بي نام

سلام. ای بابا. سال نو شده و شما هنوز مفقودی؟ لا اقل بیا سال نو را به ما تبریک عرض کن! امیدوارم موفق باشی.

ساکت

همچنان ارادتمند... سال نو مبارک رئیس.

بي نام

بابا چه خس پیله ای بودی و ما نمی دونستیم! رفتی موندی توی میقات؟!